نکته‌ای چند از کتاب نکته‌های ویرایش

• بهتر است نویسندگان توانا بدون نگرانی دربارۀ سهوهای احتمالی، راحت و روان بنویسند و برطرف‌کردن اشتباهات را بگذارند برای ویراستارها که وظیفه‌شان نه لذت‌بردن از متن که خواندن آن به‌شیوۀ ملانقطی است. به‌نظر من این را هم می‌توان نوعی تقسیم کار میان نویسنده و ویراستار دانست.
• اعراب‌گذاری نابجا دست‌کم‌گرفتن خواننده و موجب اتلاف وقت در خواندن است.
• بعضی نویسندگان عادت دارند این‌طور بنویسند: «آثاری چون مسجد، مقبره، آب‌انبار، گنبد و نظایر آن‌ها جزو آثار ملی به حساب می‌آیند.» «چون» و «نظایر آن‌ها» در کنار هم حشو است. اگر بخواهیم «نظایر آن‌ها» را به کار ببریم، نباید «چون» را بیاوریم: «مسجد، مقبره، آب‌انبار، گنبد و نظایر آن‌ها جزو آثار ملی به حساب می‌آیند.»
نکته‌های ویرایش، علی صلح‌جو

  • چهارشنبه ۱۲ خرداد ۰۰

دروغ‌فروش

خیابان شریعتی، نرسیده به دوراهی قلهک، ایستاده‌ام پشت چراغ. دست‌فروشی روزنامه‌به‌دست سرمی‌رسد. روزنامه‌ها را بالا می‌گیرد و می‌گوید: «یه عالم دروغ، فقط دوهزار تومن.»

  • يكشنبه ۹ خرداد ۰۰

غلط کردی

دربارهٔ معنای قدیم «غلط‌کردن» که هم‌اکنون در افغانستان رایج است

[خداوند] آدم را آگاه کرده بود که عمر تو هزار سال بوَد... چون نهصدوچهل سپری شد، ملک‌الموت بیامد که جانش را بستاند.

آدم گفت: «یا ملک‌الموت، غلط کردی. از عمر من هنوز شصت سال مانده است.»
ملک‌الموت گفت: «من غلط نکردم که از عمر خویش شصت سال داوود را دادی، فرزندی از فرزندان خویش را.»

غلط ننویسیم (ابوالحسن نجفی) به‌نقل از تاریخ بلعمی (ابوعلی بلعمی)


گزیدهٔ انتقادی کتاب غلط ننویسیم

  • پنجشنبه ۶ خرداد ۰۰

«بسمه تعالی» یا «باسمه تعالی»؟

دیدگاه اول: به‌قیاس «بسم الله‌...» بسمه تعالی درست است.
دیدگاه دوم: «بسم الله» استثناست و بسمه تعالی غلط رایج است.

توضیح: برخی می‌گویند کلمهٔ «اسم» در عربی از اسمای ثلاثی مجرد است و نمی‌توان الفِ آن را در عبارت «بسمه تعالی» حذف کرد. در مقابل، برخی می‌گویند ازآنجاکه این الف موقع خواندن تلفظ نمی‌شود، حذف آن در نوشتار نیز جایز است.
هر دو گونه در نوشتار امروز فارسی رایج است، اما باتوجه‌به توضیح بالا، به نظر می‌رسد «باسمه تعالی» صحیح‌تر باشد.

  • دوشنبه ۳ خرداد ۰۰

از وی یاد آر؛ بریده‌ای از کیمیای سعادت

چند عامل‌های مختلف است در باطن تو، هریکی به کار تو مشغول،‌ و تو در خوابِ خوش باشی، و ایشان هیچ از خدمت تو نیاسایند، و تو نه ایشان را بدانی و نه شکر آن‌که ایشان را به خدمت تو به پای کرده است به جای آوری. اگر کسی غلام خویش را یک روز به خدمت تو فرستد،‌ همۀ عمر به شکر وی مشغول باشی، و آن را که چنین چندهزار پیشه‌وران در درون تو به خدمت تو فرستاده است که در همۀ عمرِ تو یک لحظه از خدمت تو فرونایستند، از وی خود یاد نیاری.

کیمیای سعادت، ابوحامد محمد غزالی

  • پنجشنبه ۳۰ ارديبهشت ۰۰
از دوروبر