«یی» نه، «ئی»

یکم. همزه شخصیت دارد. مثل «ی» شل و وارفته نیست. انگار جدی‌تر تلفظ می‌شود. نمی‌شود موقع تلفظ، نادیده‌اش گرفت. نمی‌شود با حرف قبل یا بعد، یکجا تلفظش کرد. خلاصه اینکه یک سروگردن که چه عرض کنم، چند سروگردن از «ی» بلندتر است. شاید سر همین چیزها بود که پدرم از همان اوایلِ سواددار شدنم، تأکید می‌کرد فامیلی‌مان را با همزه بنویسم نه با «ی». من هم که طبق معمول چموشی می‌کردم. به‌خرجم نمی‌رفت. آخر معلممان گفته بود «پاییز» و «آیینه» و کلمات مشابهِ دیگر را همین‌طوری بنویسیم، نه با همزه. اقتدار معلم‌ها آن وقت‌ها خیلی زیاد بود. شاید هم پدر می‌دید ارزش کلنجاررفتن ندارد.

  • جمعه ۱ تیر ۹۷

ولو نطق الزمان لنا هجانا

نعيب زماننا والعيب فينا

وما لزماننا عيبٌ سوانا

عیب از ماست؛ اما به روزگارِ خود خرده می‌گیریم؛

حال‌آنکه روزگار تنها یک عیب دارد و آن ماییم.

  • سه شنبه ۲۹ خرداد ۹۷

این من، و این هم حقوق مالکیت فکری

دیروز بالاخره موضوع تحقیقِ جایگزین سربازی مشخص شد. خودمانی‌اش می‌شود این: «حقوق مالکیت فکری در ج.ا.ایران؛ چیستی، چرایی و چگونگی». ماهیت تحقیق، پیش و بیش از اینکه حقوقی باشد، سیاست‌گذارانه است و در لایه‌های عمیق‌تر، رنگ‌وبویی فلسفی می‌گیرد. استادراهنمای اهل‌دقت و خوش‌فکری دارم که مسائل را خیلی خوب، تبیین فلسفی می‌کند. تقریباً یک ماهی است که دارم دربارۀ این موضوع می‌خوانم و فکر و گفت‌وگو می‌کنم.

  • دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷

سکوت‌شناسی ۱

اوصاف پارسایان، عبدالکریم سروش، ص۴۳۲و۴۳۳.

سکوتْ دیگران را می‌آزارد؛ اما پارسایان را نه. إن صَمَتَ لَمْ‌يَغُمُّه صَمتُه. ناپارسایان عموماً از سکوت می‌گریزند: یا باید فیلمی نگاه کنند یا به دوستی تلفن بزنند یا کتابی بخوانند و یا باید با کسی به‌سخن بنشینند؛ یعنی باید به‌نوعی خود را سرگرم کنند. تنها چیزی که آنان را سرگرم نمی‌کند و مشغول نمی‌دارد و خوش نمی‌آید، «خود» آنان‌اند.

  • جمعه ۲۵ خرداد ۹۷

چون شما خوبین

متن زیر را فیدیبو با ایمیل فرستاده است.

«از لیست پرطرف‌دارترین کتاب‌های فیدیبو غافل نشوید؛‌ چون

  • فیدیبویی‌ها بهترین کتاب‌خوان‌های دنیا هستند
  • فیدیبویی‌ها خوش‌‌سلیقه‌ترین کتاب‌خوان‌های دنیا هستند
  • فیدیبویی‌ها کتاب‌شناس‌ هستند...»

سه گزاره که هیچ‌یک قابل‌اثبات نیست. نمی‌دانم حقۀ «ترین‌ها» تا کی قرار است به کار تبلیغاتچی‌ها بیاید.

  • چهارشنبه ۲۳ خرداد ۹۷

دستان باز ویراستاران فرنگی

کتابِ خریدنی را باید خرید. با «بعداً» و «پول ندارم» و «تو کتابخونه پیداش می‌کنم» چیزی حل نمی‌شود. می‌شود حکایت من که کتاب ویرایش از زبان ویراستاران را از نمایشگاه کتاب نخریدم و بعد، مجبور شدم از باغ کتاب بخرم. این از این.

دیشب نشسته بودم به خواندن کتاب. چشمم خورد به نامی که برایش لقب «افسانه‌ای» آمده بود: مکس پرکینز افسانه‌ای. کنجکاو شدم بدانم کیست.

  • يكشنبه ۲۰ خرداد ۹۷

شیطون کجا بود؟!

گفت‌وگوی دو کودک در حاشیۀ مراسم شب قدر
-بیا بریم قایم بشیم کیوان رو بترسونیم.
-نه، نمی‌آم. کار خوبی نیس.
-چرا خب؟
-چون شیطون داره گولت می‌زنه.
-برو بابا. شیطون کجا بود؟ الان ماه‌رمضونه. یه‌عالم زنجیر به پاهای شیطونه.
  • چهارشنبه ۱۶ خرداد ۹۷

تهران حیف شد

وقتی افرادی برای برخورداری از امکانات بهتر، اعم از اقتصادی و غیراقتصادی رهسپار شهرهای بزرگ می‌شوند، می‌گوییم «مهاجرت» رخ داده است. حال اگر عده‌ای از این مهاجران، بعد از مدتی بالاخره متوجه شوند که به‌قول معروف «به کاهدان زده‌اند» و خبری نیست، عزم برگشت می‌کنند. این را هم می‌گویند «مهاجرت معکوس». بعضی گزارش‌ها گویای وقوع مهاجرت معکوس در تهران‌اند. به‌خودی‌خود خبر خوبی است. اما فکر می‌کنم اتفاق دیگری هم در حال رخ‌دادن است.
  • دوشنبه ۱۴ خرداد ۹۷

«سیستم» قطع است و نباید باشد

یکم. وقتی پرداخت حق بیمۀ تأمین‌اجتماعی اینترنتی شده است، نمی‌دانم چرا باز باید حضوری بروم و دفترچه را بدهم مهر و تاریخ بزنند. اما خب ازآنجاکه این فضولی‌ها به من نیامده، هر بار سرم را پایین می‌اندازم و می‌روم مثل بچه‌های خوب، می‌دهم دفترچه را مهر کنند و برمی‌گردم. این بار هم می‌روم؛ منتها کارمند بیمه می‌گوید: «سیستم قطعه.» طبعاً بدون کوچک‌ترین اعتراضی، باز سرم را پایین می‌اندازم که بروم و بعداً بیایم.

  • يكشنبه ۱۳ خرداد ۹۷

موتوری‌ها و قانون

می‌گویند قانونی که به آن عمل نشود، بعد از مدتی دیگر قانون نیست. اگر اقلیت موتورسواران قانون‌مدار را کنار بگذاریم، باید بگوییم موتورسواران نمی‌خواهند قانون را رعایت کنند. دست‌کم در پایتخت، استقرای شبه‌تام می‌گوید این جماعت میانه‌ای با قانون ندارند. جز بعضی برنامه‌های موقت و زودگذر، شاهدی هم وجود ندارد که گویای عزم دولت یا سایر نهادهای مسئول برای قانونمندکردن رفتار آنان باشد.

  • شنبه ۱۲ خرداد ۹۷