در چندوچونِ نویسایی

چند نکته درباب نوشتن

فیض مسیحا ز دمم می‌چکد
آب حیات از قلمم می‌چکد
(شعر: لاأدری | خط: استاد فائزی)

یکم، در برتریِ نوشتن بر گفتن: نوشتن، بیشتر از گفتن، محصول اندیشه است. چه بهتر که اگر حرفی داریم، بنویسم. چه بهتر که بیشتر بنویسیم تا اینکه بگوییم. این‌طور اثری پخته‌تر از ما به‌جا می‌مانَد.
دوم، در دیگرْ برتری‌های نوشتن: نوشتن، شجاعت را می‌افزاید؛ چون قراردادنِ خود است در برابر نقد. ماناتر است؛ چون معمولاً بیشتر و بهتر ثبت می‌شود. به‌همین نسبت، هویت‌سازتر هم هست. پس درمجموع مهم‌تر است.
  • جمعه ۲۸ آبان ۹۵

آغاز کتاب

آغاز کتاب؛ در پیداکردن عنوان مسلمانی*


... و درجمله هیچ‌چیز به تو نزدیک‌تر از تو نیست. چون خود را نشناسی، دیگری را چون شناسی؟

و همانا گویی: «من خویشتن را شناسم» و غلط می‌کنی۱ که چنین شناختن، کلید معرفت حق را نشاید که ستوران از خویش همین شناسند که تو از خویشتن:

این سر و روی و دست و پای و گوشت و پوست ظاهر بیش نشناسی

و از باطن خود این‌قدر شناسی که چون گرسنه باشی، نان خوری و چون خشمت آید، در کسی افتی و چون شهوت غلبه کند، قصد نکاح کنی و همهٔ ستوران اندر این با تو برابرند.


۱. اشتباه می‌کنی.
*کیمیای سعادت، ابوحامد غزالی طوسی.
  • جمعه ۲۱ آبان ۹۵