۷ مطلب با موضوع «واگویه» ثبت شده است

دردِ خواستن

حتی زمانی که فکر می‌کنیم در جست‌وجوی لذت هستیم، درواقع تمایل ما به رهاشدن از دردِ خواستن است که ما را هدایت می‌کند.

 

از کتابی در دست چاپ

  • يكشنبه ۴ آبان ۹۹

پس آواز زنان عورت نیست

دو کنیزک در خانۀ عایشه سرود می‌گفتند و بی‌شک رسول آواز ایشان می‌شنید. پس آواز زنان عورت نیست، چون روی کودکان؛ ولیکن نگریستن در کودکان به‌شهوت، جایی که بیم فتنه باشد، حرام است، و آواز زنان هم چنین باشد، و این به احوال بگردد؛ کس باشد که بر خویشتن ایمن بوَد، و کس باشد که ترسد.

کیمیای سعادت، امام‌محمد غزالی

  • دوشنبه ۲۸ مهر ۹۹

بر فراز تقلاهای حاد تهیدستان

دِیزی سرما خورده بود و همین باعث می‌شد صدایش زنگ‌دارتر و سحرانگیزتر از همیشه بشود، و گتسبی با تمام وجود دریافت جوانی و رمزورازی را که ثروت حبس و حفظش می‌کرد، تروتازگی لباس‌های متعدد را و خودِ دیزی را که مانند نقره برق می‌زد و مغرور بود و امن‌وامان بر فراز تقلاهای حاد تهیدستان.

 

از کتاب گتسبی بزرگ، اسکات فیتزجرالد (رضا رضایی)

  • سه شنبه ۲۲ مهر ۹۹

از مسکرات بی‌نیاز نخواهیم بود

عادت زیان‌آور و خانمان‌سوز شرب‌خمر به‌وسیلۀ وضع قانون و دخالت حکومت از میان نخواهد رفت. [...] هرگاه از این عادت به‌زور جلوگیری شود، سموم خطرناک‌تری جای آن را خواهد گرفت. اجتماعی که اختلاف طبقاتی شدید بر آن حکومت بکند و یک طبقۀ آن در عیش و کامرانی مفرط و طبقۀ دیگرش در محرومیت و ناکامی شدید به سر برند، ناچار گرفتار مسکرات خواهند بود؛ زیرا طبقۀ اول دراثر کامرانیِ بی‌حدوحساب احساساتشان خاموش و محتاج به تحریک می‌شود، و طبقۀ دوم برای تسکین آلام و ناکامی‌ها محتاج به بیخودی و فرار از واقع زندگی هستند و هیچ‌کدام از مسکرات بی‌نیاز نخواهند بود.

 

از کتاب گناهان کبیره، سیدعبدالحسین دستغیب


فیه تأمل
یکم. به‌گواه وبگاه کتابخانۀ ملی، این کتاب را مرحوم دستغیب در دوران حکومت سابق نوشته است. چنان‌که مشهود است، در لابه‌لای کتابی سراسر مذهبی، به‌مناسبت، تیر انتقاد را رو به زمامداران امور نشانه رفته و آنان و عملکردشان را اگرچه غیرمستقیم به نقد کشیده است.

دوم. عنوان «مسکرات» را شاید بتوان در این زمانه گسترش هم داد. ما مردمِ نالان از نابرابریْ امروزه به چه سکرآورهایی پناه می‌بریم؟ و دیگر اینکه، تا کِی از این مسکرات بی‌نیاز نخواهیم بود؟

  • چهارشنبه ۱۶ مهر ۹۹

دار به دوش

در این کشاکش‌ها شاعری از سلالۀ شورشگران و از اردوگاه مستضعفان تاریخ چون دعبل خزاعی چهرۀ زیستن پرتلاشی را چنین در جمله‌ای بیان کرده است:

انا أحمل خشبتي علی کتفي منذ اربعین سنة ولست أجد احدا یصلبني علیها؛

چهل سال است که چوبۀ دارم را بر دوش می‌کشم و کس نمی‌یابم که مرا سر آن به دار آویزد.

 

از کتاب ادبیات انقلاب در شیعه، صادق آیینه‌وند

  • پنجشنبه ۱۰ مهر ۹۹

هیچ‌کس اجرا نمی‌کند

نظریه‌پردازان نیز شبیه احزاب سیاسی هستند: وقتی به قدرت می‌رسند، برنامه‌های اعلام‌شدۀ پیشین خود را اجرا نمی‌کنند.

 

از کتاب درآمدی بر جامعه‌شناسی ادبیات، مجموعه‌ای از مؤلفان (ترجمۀ محمد پوینده)

  • جمعه ۴ مهر ۹۹

سکوت انتزاعی و سکوت ملموس

همه‌ی‌‌ پیاده‌روی‌های من باهم فرق داشته‌اند؛ اما وقتی می‌خواهم وجه مشترکشان را بیابم، به یک چیز می‌رسم: سکوت درونی. راه‌‌رفتن و سکوت به هم وابسته‌اند. هرقدر سکوت انتزاعی‌ است، راه‌‌رفتن به همان میزان مشهود و ملموس است.

 

از کتاب در ستایش پیاده‌روی، در دست چاپ

  • شنبه ۲۹ شهریور ۹۹
دسته‌بندی