«لفظ پاکیزه» عنوان مجموعه‌ای از واگویه‌هاست دربارۀ زبان و ادبیات در فراگیرترین معنای ممکن. ازآنجاکه برخی از این واگویه‌ها ممکن است به کار برخی زبان‌پژوهان بیاید، ارجاعات مربوط به هر فرسته به‌صورت روشمند در پایان آن ذکر شده است. عنوان «لفظ پاکیزه» نیز برآمده از این شعر صائب تبریزی است:

«لفظ پاکیزه پروبال بود معنا را.»


این‌همه ترجمه‌ها و مقاله‌ها و تألیف‌های بی‌سروته و گنگ، تا حد بی‌معنای مطلق، برای این است که ما با مسئلۀ زبان بسیار ساده‌انگارانه روبه‌رو شده‌ایم و هرگز آن را چنان‌که باید طرح نکرده‌ایم. هنوز به وجه تاریخی و فرهنگیِ زبان نیندیشیده‌ایم. هنوز نپرسیده‌ایم که بازبردن ایده‌ها و مفهوم‌ها و اندیشه‌های مدرن با آن درازا و پهنای شگفت‌انگیز، از زبان‌هایی با آن‌همه توانایی و کارآمدی، به زبانی که هنوز در قرون وسطای خود دست‌وپا می‌زند و در نوشتار، گرفتار بیماری‌های دیرینۀ خویش است، چگونه ممکن است. این «مدرنیته» و «پست‌مدرنیته» را چگونه می‌شود به چنین زبانی فهمید و فهماند، اگر بناست که به‌راستی بفهمیم و بفهمانیم و ادای فهم درنیاوریم؟

آشوری، داریوش. (۱۳۸۴). فرهنگ و زبان؛ مشکل زبانی ما. بخارا، ۴۴ (۸)، ۵۶-۶۶.‬‬‬‬‬