در قسمت قبلی این یادداشت، با چهار جفت‌واژۀ متبادل آشنا شدیم. اینک با ذکر چهار جفت واژۀ دیگر، این گزیده را به پایان می‌برم.
۵. شَرشَف (چادرشب)=ملافه (ملحفه)
پوششی را که برای جلوگیری از چرکین‌‌شدن‌ رختخواب‌ برروی دوشک و لحاف کشند در عربی در زبان گفت‌وگو «شرشف» خوانند. این کلمه اصلاً‌ فارسی‌ و تحریف‌‌ شدۀ «چادرشب» است که در طی مسافرتی که از ایران از راه ترکیه‌ به کشورهای‌ عربی کرده است، نخست در زبان ترکی به‌صورت «چارشف» و سپس در عربی به‌شکل «شرشف» درآمده‌ است‌‌. گذشته از کلمۀ مرکب «چادرشب»،‌ جزء‌ اول آن یعنی «چادر» نیز به‌تنهایی از قدیم در عربی راه یافته‌ و در‌ بعضی از معانی فارسی آن‌ استعمال‌ شده است («شادر» و جمع آن «شوادر»)‌. در زبان فارسی، آنچه را که‌ در عربی «شرشف» می‌خوانند «ملافه» می‌گویند. «ملافه» شکل فارسی‌شدۀ کلمۀ‌ «ملحفه‌»ی عربی‌ است و «ملحفه» و «ملحف» در عربی به‌معنی مطلق چادر و روپوش است که بر بالای پوشش‌های دیگر بر سر ‌‌کشند‌ و جمع آن «ملاحف» بر وزن «مَفاعِل» استعمال شده [...] و در عربی فصیح نیز گاهی‌ در‌ همین‌ معنی استعمال می‌شود.


۶. کنار=حاشیه
به‌جای آنچه که در فارسی «حاشیه» می‌خوانند، مانند حاشیۀ پارچه و مانند آن، در زبان محاورۀ عربی غالباً لفظ «کنار» را (به‌فتح کاف) به کار می‌برند. اما «حاشیه» که در زبان فارسی برای بیان این معنی به کار می‌رود‌ کلمه‌ای‌ است‌ عربی.
۷. کهربا=برق
برای نیروی الکتریسیته در‌ زبان‌ عربی کلمۀ‌ «کهربا‌» را‌ برگزیده‌اند. «کهربا» نیز کلمه‌ای است فارسی‌، مرکب‌ از دو جزء: «کاه» که معروف است و در عربی آن را «تبن» خوانند‌ و «ربا‌»، اسم فاعل از فعل ربودن.بنابر‌این، معنی لغوی آن‌ ربایندۀ‌ کاه است. ولی در زبان فارسی برای الکتریسیته کلمۀ عربی «برق» را به کار برده‌اند.
۸. نارجيلة (أرگيلة)=غلیان
کلمۀ «نارجیله» که معمولاً در عربی با «ج»نوشته می‌شود ولی آن را در همه‌جا «نارگیله» و گاهی هم «أرگیله» می‌خوانند، در عربی اسم افزاری است که با‌ آن‌ تنباکو می‌کشند و از چهار قسمت تشکیل می‌شود: کوزه، تنه یا میانه، نی و سره. این افزار را درحال‌حاضر در ایران «غلیان» و در هندوستان «حقه» می‌نامند.
این کلمه از «نارگیل» فارسی گرفته شده [...] و بیشترِ لغت‌نویسان‌ آن را‌ فارسی‌ دانسته‌اند، ولی از اصل سانسکریت است. و اما علت شهرت این‌ افزار‌ به نارگیل آن است که در آغاز شیوع تنباکو در ایران از پوست میان‌تهی‌ دانه‌های‌ بزرگ این میوه به‌جای ظرف‌ آب‌ آن استفاده‌ می‌کرده‌اند‌ و ازین‌رو‌ کم‌کم این افزار در ایران به نام‌ «نارگیل»‌ معروف گردید و از ایران به جاهای دیگر رفت و در همه‌جا به‌عنوان «غلیان ایرانی‌» معروف‌ شد. ولی در زبان فارسی درحال‌حاضر این افزار را اسمی عربی است. کلمۀ غلیان که امروز در ایران برای آن به کار می‌رود هرچند غالباً به‌قاف نوشته می‌شود‌ و آن را‌ معمولاً «قلیان» یا «قلیان» به‌سکون لام می‌خوانند، ولی در اصل «غلیان» مصدر فعل عربی «غَلیٰ یَغلي» به‌معنی جوشش است.


دو بریده از این مقاله

قسمت اول این یادداشت