گفتم: «خدا عقلت بدهد»؛
گفت: «چرا نفرین در حقم می‌کنی؟»

دارالمجانین، سیدمحمدعلی جمال‌زاده


این نهایتِ ایجاز جمال‌زاده است، البته در اثری که کم اطناب ندارد، اثری با پیرنگی پرکشش: دارالمجانین. چیزی که بیش از همه مرا مجذوب این نوشته کرد نه مقدمه‌چینیِ سؤال‌برانگیز و تودرتوسازی روایت اصلی با روایتی دیگر بود و نه شخصیت‌پردازیِ پرقوت و نمایندگی هر شخصیت از قشری خاص، و نه حتی پیش‌بینی خودکشی هدایت.
تمام چیزی که مرا به این اثر گره زد این بود که بعد از خواندن کتاب، داستان تازه در ذهنم آغاز شد.

بریده‌ای از این کتاب