اگر قرار باشد روزی مرا با تخصصی بشناسند، دوست دارم آن تخصص «سکوت‌شناسی» باشد. نمی‌گویم «سکوت‌پژوهی» که باز کسی متعرض کاربرد این پسوند نشود و اسم این کار را تهی‌کردن کلمات از معانی نگذارد. القصه، سکوت پدیده‌ای است که ارزش سال‌ها پژوهش دارد. میراث پرمایه و ارزنده‌ای هم دراین‌باره به‌جا مانده است که قطعاً راهگشای محقق خواهد بود.

دوست دارم سکوت را بشناسم و بشناسانم؛ هرچند شاید در دلِ شناساندن سکوت، تناقضی نهفته باشد. سکوت شاید انسانی‌ترین نوع ارتباط باشد؛ ارتباطی در دل فقدان ارتباط. دوست دارم معانی سکوت، انواعش، دلالاتش و خلاصه زیروبمش را بدانم و بشناسم. جای سکوت، در ذهن و زبان ما خالی است.

این‌ها که گفتم، ایده‌ای خام بود. باشد برای وقتی که فرصتی دست دهد و پرمغزتر بنویسم دراین‌باره.