می‌گویند قانونی که به آن عمل نشود، بعد از مدتی دیگر قانون نیست. اگر اقلیت موتورسواران قانون‌مدار را کنار بگذاریم، باید بگوییم موتورسواران نمی‌خواهند قانون را رعایت کنند. دست‌کم در پایتخت، استقرای شبه‌تام می‌گوید این جماعت میانه‌ای با قانون ندارند. جز بعضی برنامه‌های موقت و زودگذر، شاهدی هم وجود ندارد که گویای عزم دولت یا سایر نهادهای مسئول برای قانونمندکردن رفتار آنان باشد.

به‌نظرم وقتش رسیده پژوهشگرانِ رشته‌های گوناگون علوم‌انسانی به این پدیده بپردازند. پدیدۀ موتورسواران، هم ارزش پژوهش روان‌شناسانه دارد، هم جامعه‌شناسانه، هم حقوقی، هم اقتصادی و هم حتی سیاسی. برای ما که عادت کرده‌ایم به مزمن‌شدن ناهنجاری‌ها در اطرافمان، شاید واکاوی این بی‌سامانی، هم درس‌آموز باشد و هم گوش شیطان کر، راهگشا.