اوصاف پارسایان، عبدالکریم سروش، ص۴۳۲و۴۳۳.

سکوتْ دیگران را می‌آزارد؛ اما پارسایان را نه. إن صَمَتَ لَمْ‌يَغُمُّه صَمتُه. ناپارسایان عموماً از سکوت می‌گریزند: یا باید فیلمی نگاه کنند یا به دوستی تلفن بزنند یا کتابی بخوانند و یا باید با کسی به‌سخن بنشینند؛ یعنی باید به‌نوعی خود را سرگرم کنند. تنها چیزی که آنان را سرگرم نمی‌کند و مشغول نمی‌دارد و خوش نمی‌آید، «خود» آنان‌اند.

از خود می‌گریزند و به دیگری پناه می‌برند. اما پارسا از سکوت رازآلود و پرنغمۀ خویش، لذت‌ها می‌برد و درس‌ها می‌آموزد. او از بی‌مایگی رو به پرگویی نمی‌آورد؛ بل از بسیاردانی خاموش می‌نشیند.

من چو لب گویم لب دریا بود

من چو لا گویم مراد الا بود

من ز شیرینی نشستم روترُش

من ز پُرّی سخن باشم خمش

مطالب مرتبط: سکوت‌شناسی