نعيب زماننا والعيب فينا

وما لزماننا عيبٌ سوانا

عیب از ماست؛ اما به روزگارِ خود خرده می‌گیریم؛

حال‌آنکه روزگار تنها یک عیب دارد و آن ماییم.


ونهجو ذا الزمانَ بغير ذنبٍ

ولو نطق الزمان لنا هجانا

دربارۀ روزگارِ بی‌گناه، بد می‌گوییم؛

درصورتی‌که اگر روزگار با ما به‌سخن درآید، ما را می‌نکوهد.


وليسَ الذئبُ يأكلُ لحمَ ذئبٍ

ويأكلُ بعضنا بعضاً عيانا

هیچ گرگی گوشت گرگ دیگر را نمی‌خورَد؛

اما برخی از ما برخی دیگر را آشکارا می‌دریم.


منسوب به شافعی