دربارۀ کتاب چگونه می‌نویسم؛ ۱۰۰ روش از ۱۰۰ نویسندۀ معاصر

در این کتاب، صد نویسنده می‌گویند که هر روز چگونه شروع به نوشتن می‌کنند. در میان آن‌ها دو نفر وجود ندارد که شیوۀ کارشان مشابه هم باشد. هریک از آن‌ها به‌شیوۀ خودش کار می‌کند. حرف تمام آن‌ها درمورد نوشتن است؛ اما شیوۀ هریک از آن‌ها خاص خودش است. هرکدام به‌مرور، روش کار مناسب خود را پیدا کرده است.

بخشی از معرفی پشت جلد

با خواندن این کتاب دریافتم...

-اول باید نوشت. بعد مکرر بازخوانی کرد. بعد نوشته را بلند خواند و صدا را ضبط کرد. نهایتاً هم صدا را گوش کرد و آخرین تغییرات را اِعمال کرد.
-باید تلاش کنیم ریتم کارکردنمان را بفهمیم و بر همان اساس پیش برویم.
-خوب نوشتن، از همیشه نوشتن به‌دست می‌آید.
-هر روز در ابتدای کار، آخرین بخش‌های کار دیروزمان را بخوانیم تا مجدداً در جریان کار قرار بگیریم.
-منتظر الهام نمانیم.
-انزوا همیشه مطلوب نیست. برای نویسنده، حرف‌زدن با مردم، حکم پاشیدن تخم در زمین شخم‌خورده را دارد.
***
اما برداشت خودم از کتاب، از این قرار بود: نسخۀ واحدی وجود ندارد؛ باید به نسخۀ خودمان برسیم و ضمن پایداری، انعطاف داشته باشیم.
من نسخۀ الکترونیک کتاب را خواندم. نسخۀ کاغذی را هم می‌شود با بیست درصد تخفیف خرید.