راستش مدتی است به این نتیجه رسیده‌ام: بهتر است به‌جای تلاش برای کتاب‌خوان‌کردن مردم، رفتار کتاب‌خوان‌هایمان را آسیب‌شناسی و آسیب‌زدایی کنیم. انگار این کار اولویت و تأثیر بیشتری هم دارد. ایده‌هایی برای تأمل در این رابطه:

یک. بارها در کتابخانه‌های مختلف دیده‌ام که اساساً حفظ سکوت برای افراد اهمیت چندانی ندارد. گذشته از صحبت‌کردن با صدای بلند یا آهسته، به‌وفور صدای زنگ‌‌زدن گوشی‌ها را شنیده‌ام و بارها شاهد مکالمه با تلفن همراه در کتابخانه بوده‌ام. متأسفانه باز هم زیاد دیده‌ام که همین رفتارها از کتاب‌داران محترم هم سرمی‌زند که واقعاً ناامیدکننده است.

دو. بسیاری از کتابخانه‌ها خوردن و آشامیدن را در محیط کتابخانه ممنوع کرده‌اند. از درستیِ این قاعده مطمئن نیستم؛ اما گاهی که زیاده‌روی افراد را در این رابطه می‌بینم، متوجه می‌شوم که قاعدهٔ بیراهی هم نیست.

سه. درست است که کتابی که از کتابخانه می‌گیریم، تا پایان موعد در اختیار ماست، اما این دلیل نمی‌شود که اگر زودتر کارمان تمام شد، برنگردانیمش!

این‌ها سه نمونه از کژرفتارها در کتابخانه بود. تجربهٔ من می‌گوید این اشکالات جز با فهمیدگی و سخت‌گیری مدیر کتابخانه برطرف‌شدنی نیست. اما بیرون کتابخانه چطور؟

چهار. بسیار شنیده‌ام و چندین بار هم خودم تجربه کرده‌ام که قرض‌دادن کتاب عاقبت خوشی ندارد. به‌قول یکی از استادان فن، «معشوقهٔ عارفان کتاب است/معشوقه به عاریت نشاید»! اگر نگوییم بیشتر وقت‌ها باید بگوییم خیلی وقت‌ها کتاب قرضی را یا برنمی‌گردانیم یا اگر برگردانیم بسیار دیرهنگام یا حتی با وضعیتی آسیب‌دیده بَرَش‌ می‌گردانیم. این خیانت در امانت باعث می‌شود سنت حسنه‌ای ترک شود. بهتر است علاوه‌بر پایبندی به ادای امانت، برای افرادی که کتابی از ما می‌گیرند مهلتی تعیین کنیم و با رسیدن موعد بی‌رودربایستی پیگیری کنیم. البته این فرع بر این است که کتاب‌های قرض‌داده‌مان را سیاهه کنیم.

پنج. کتابی را انتخاب کنیم که برایمان مناسب باشد؛ اگرنه بهد از مدت کوتاهی با انبوهی از کتاب‌های نیمه‌خوانده/نخوانده مواجه می‌شویم. دربارهٔ نحوهٔ درست انتخاب کتاب و همین‌طور بهینه‌خواندن هم اینجا نوشته‌‌هایی هست: (+).