کامل‌گراها، همان‌طور که از نامشان پیداست، به‌دنبال کامل‌بودنِ حداکثری‌اند. اما این کامل‌گرایی صرفاً در یک کار متمرکز نمی‌ماند؛ یعنی فرد را وادار می‌کند که در زمینه‌های متعدد و گاه متنوعی کنشگری کند تا «کامل‌تر» باشد یا جلوه کند. به‌این‌ترتیب فرد دچار گران‌باری می‌شود.

همین پرکاری یا پراکنده‌کاری بعد از مدتی باعث می‌شود فرد در بسیاری از این حوزه‌های کنشگری، پایین‌تر از معیارهای خود ظاهر شود و این بار خود را بابت این موضوع سرزنش کند. پس‌ازاین، فرد به فکر راه‌حل می‌افتد و به‌ نظرش می‌رسد که باید سخت‌تر کار کند تا به معیارهای خود برسد. به همین منظور، سرگرم انجام کارهای جدید یا تکمیل کارهای قبل می‌شود. پس از مدتی، کامل‌گرایی مجدداً گریبانگیر فرد می‌شود و... . به همین ترتیب، این چرخه در طول زندگی شخص کامل‌گرا، با نشیب‌وفراز و بیش‌وکم، تکرار می‌شود و بازدهی فرد را به حداقل می‌کشاند.