۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ترافیک تهران» ثبت شده است

فساد نزدیک، فساد دور

به‌فاصلۀ پنجاه‌قدمیِ خانۀ کتاب که متولی امور کتاب در این کشور است، دست‌فروشی به‌طور ثابت کتاب قاچاق و بی‌کیفیت می‌فروشد، و لابد بدون ترس یا نگرانی از هر برخوردی... .

این نمونۀ کوچکی است از پدیده‌ای که می‌توان اسمش را «فساد نزدیک» گذاشت. متولیان امور گوناگون در این کشور، اگر هم اندک دغدغه‌ای برای فسادزدایی داشته باشند، فساد را در جایی دورتر از اطرافشان می‌جویند. انگار چیزی هرقدر پیداتر باشد، برای این جماعت پنهان‌تر است.

این ماجرا برایم یادآور بیغوله‌های کنار دانشگاه امام‌صادق است: درحالی‌که مردم در آن حلبی‌آباد که ازقضا اسمش «اسلام‌آباد» بود، در فقر و نکبت دست‌وپا می‌زدند، افرادی در آن دانشگاه در پی نسخه‌های جهانیِ عدالت و فقرزدایی بودند. دلشان خوش بود که گاهی لقمه‌نانی جلوی این بیچاره‌ها می‌اندازند. بعد هم می‌رفتند به مسائل جهانی‌شان بیندیشند. خیالشان این بود که اگر کلیات اصلاح شود، این جزئیات هم سامان می‌گیرد... کلان‌اندیشیِ واقع‌گریزانه!

  • يكشنبه ۱۵ ارديبهشت ۹۸

بوق نزن لاکردار (۲)

بوق را برای این گذاشته‌اند که اگر دیدی کسی حواسش نیست، هشداری بدهی.

پس برای سلام و خداحافظی بوق نزن.

برای احوال‌پرسی بوق نزن.

برای اعتراض بوق نزن.

برای راه‌دادن و راه‌گرفتن بوق نزن.

برای مسافرزدن بوق نزن.

برای اینکه در را برایت باز کنند، بوق نزن.

برای اینکه همه بفهمند عروس می‌بری، بوق نزن.

برای پیروزی تیم ملی‌ات هم بوق نزن.

  • دوشنبه ۸ مرداد ۹۷

بوق نزن لاکردار

نزدیک منزل یکی از بستگان، میدانگاهی است که مسیر تنگی دارد. این مسیر تنگ به  پیچی منتهی می‌شود که از آن‌هم تنگ‌تر است. خیلی وقت‌ها برخی مسافرکشان نازنین، درست بر سر همین پیچ، مسافرزدنشان می‌گیرد. طبعاً راه برای لحظاتی بند می‌آید. اگر مسافر دوم و سومی هم باشد، زمان این انتظار همین‌طور بیشتر و بیشتر می‌شود. 

برخی طاقت این انتظار را دارند و برخی نه. آن‌ها که ندارند، خیلی وقت‌ها دستشان روی بوق گیر می‌کند و... . نتیجه این می‌شود که در منازل مسکونی اطراف، ساعتی چند بار صدای بوق ممتد شنیده می‌شود.

  • شنبه ۲۱ بهمن ۹۶

خط‌خطی یا تروتمیز؟

یکشنبه عصر به ترافیکی خوردم که در این هفت سال رانندگی در تهران مشابهش را ندیده بودم. مسیری را که صبح در کمتر از نیم ساعت طی کرده بودم، عصر، نزدیک به ۳ ساعت و ۴۵ دقیقه در راه بودم! طبق معمول به‌سراغ رادیو رفته بودم. یکی از شبکه‌ها برنامه‌ای داشت با موضوع کتاب و کتاب‌خوانی. سؤالی هم پرسیده بودند که مخاطبان با پیامک یا پیام صوتی به آن جواب می‌دادند: «بهتر است در کتاب حاشیه‌نویسی بکنیم یا خیر؟»

  • جمعه ۱۲ آذر ۹۵