دربارۀ پرهیزاندن علمای دینی از ورود به سیاست و در مقابل، تشویق دانشمندان دانشگاهی به کنش سیاسی

بوده‌اند و هستند و قاعدتاً خواهند بود کسانی که خوش ندارند نهاد دین، به‌ویژه سردمداران سنتی‌اش، پا به عرصهٔ سیاست روزمره بگذارند. عده‌ای از اینان «آلودگی سیاست» یا به‌تعبیر عامیانه‌ترش، «بی‌پدرومادری سیاست» را بهانه می‌کنند و عده‌ای دیگر، شأن اسلام‌شناسِ سنتی یا همان فقیه مصطلح را فراتر از آن می‌بینند که در مسائل روزمره وارد شود. عده‌ای هم البته هوشمندترند و معتقدند می‌شود بدون آلوده‌شدن به سیاست، کنش سیاسی داشت. هرچه هست، شکی نیست که سکوت در این وادی، خودش کنشی اساساً سیاسی است. بگذریم.