۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علوم‌انسانی» ثبت شده است

آمیختگیِ ناگزیر دانش‌ها

کار روان‌شناسی که بدون توجه به آموزه‌ها و یافته‌های جامعه‌شناسانه، رهنمود روان‌شناختی می‌دهد، به همان اندازه خدشه‌پذیر است که جامعه‌شناسی بدون  آگاهی از بافت روانی جامعه بخواهد توصیه‌های دهان‌پرکن ارائه دهد.

به همین ترتیب می‌توان گفت سایر شاخه‌های علوم‌انسانی نیز  در هم تنیده‌اند و جداکردن این تاروپود از هم، نتیجه‌ای جز مشتی باور عامیانه و پراشکال ندارد.

اهمیت این موضوع در زمانۀ ما بیشتر هم شده است؛  چراکه با نوعی روان‌شناسی متورم و جامعه‌شناسیِ بیش‌ازحد نحیف طرف هستیم.

امیدوارم روزی روا‌ن‌شناسان و جامعه‌شناسانمان، به‌ویژه آنانی که تریبون دارند و مورداقبال‌اند، اهمیت این آمیختگی را دریابند.

  • پنجشنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۸

چرا علوم‌انسانی؟

هر سال، در اولین جلسۀ کلاسم، از بچه‌ها می‌پرسم چرا رشتۀ انسانی را انتخاب کرده‌اند. می‌خواهم بدانم چقدر اختیار داشته‌اند در این انتخاب و تا کجا حاضرند از انتخابشان دفاع کنند. پاسخ‌هایشان گاهی مأیوس‌کننده است و گاهی آموزنده: از «ریاضی‌مون خوب نبود» یا «انسانی آسونه» گرفته تا «موضوعات علوم‌انسانی باحال‌تره» و «مملکت پر دکتر و مهندس شده و دیگه نون تو علوم‌انسانیه».

امسال اما در پاسخ به این سؤال، یکی از دانش‌آموزها حرفی زد که مرا به فکر فرو برد: «آقا، چرا علوم‌انسانی نه؟ اصلاً چرا این رو می‌پرسین؟ اگه ما ریاضی یا تجربی بودیم هم می‌پرسیدین؟ نمی‌پرسیدین که.» طوری حرف می‌زد که انگار سؤالم ناراحتش کرده است. اولین بار بود که با چنین پاسخی مواجه می‌شدم و برایم جالب بود. گفتم: «خب ممکنه بعداً بگن هوشتون به ریاضی نمی‌رسیده یا چه می‌دونم، مثلاً پزشکی که باکلاس‌تره، و از این حرف‌ها.» گفت: «کی گفته؟ ینی فهمیدن منطق و فلسفه، کمتر از ریاضی و شیمی فکرکردن و هوش می‌خواد؟ یا مثلاً یه روان‌شناس حرفه‌ای، جایگاهش پایین‌تر از یه دکتره؟» طوری حرف می‌زد که انگار دارد از حیثیتش دفاع می‌کند. 

علوم‌انسانی از این دانش‌آموزها کم دارد. همین‌ها را هم اگر ما معلم‌ها درک نکنیم و راهشان را هموار نکنیم، می‌شوند مثل بقیه. علوم‌انسانی دانش‌آموز خودش را می‌خواهد، دانشجوی خودش را می‌خواهد، استاد و متن خودش را هم می‌خواهد. علوم‌انسانیِ ناچاری، چاره‌ساز نیست.

  • يكشنبه ۸ مهر ۹۷