۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مدیریت فرهنگی» ثبت شده است

فساد نزدیک، فساد دور

به‌فاصلۀ پنجاه‌قدمیِ خانۀ کتاب که متولی امور کتاب در این کشور است، دست‌فروشی به‌طور ثابت کتاب قاچاق و بی‌کیفیت می‌فروشد، و لابد بدون ترس یا نگرانی از هر برخوردی... .

این نمونۀ کوچکی است از پدیده‌ای که می‌توان اسمش را «فساد نزدیک» گذاشت. متولیان امور گوناگون در این کشور، اگر هم اندک دغدغه‌ای برای فسادزدایی داشته باشند، فساد را در جایی دورتر از اطرافشان می‌جویند. انگار چیزی هرقدر پیداتر باشد، برای این جماعت پنهان‌تر است.

این ماجرا برایم یادآور بیغوله‌های کنار دانشگاه امام‌صادق است: درحالی‌که مردم در آن حلبی‌آباد که ازقضا اسمش «اسلام‌آباد» بود، در فقر و نکبت دست‌وپا می‌زدند، افرادی در آن دانشگاه در پی نسخه‌های جهانیِ عدالت و فقرزدایی بودند. دلشان خوش بود که گاهی لقمه‌نانی جلوی این بیچاره‌ها می‌اندازند. بعد هم می‌رفتند به مسائل جهانی‌شان بیندیشند. خیالشان این بود که اگر کلیات اصلاح شود، این جزئیات هم سامان می‌گیرد... کلان‌اندیشیِ واقع‌گریزانه!

  • يكشنبه ۱۵ ارديبهشت ۹۸

تهران حیف شد

وقتی افرادی برای برخورداری از امکانات بهتر، اعم از اقتصادی و غیراقتصادی رهسپار شهرهای بزرگ می‌شوند، می‌گوییم «مهاجرت» رخ داده است. حال اگر عده‌ای از این مهاجران، بعد از مدتی بالاخره متوجه شوند که به‌قول معروف «به کاهدان زده‌اند» و خبری نیست، عزم برگشت می‌کنند. این را هم می‌گویند «مهاجرت معکوس». بعضی گزارش‌ها گویای وقوع مهاجرت معکوس در تهران‌اند. به‌خودی‌خود خبر خوبی است. اما فکر می‌کنم اتفاق دیگری هم در حال رخ‌دادن است.
  • دوشنبه ۱۴ خرداد ۹۷

تعهد به نوشتن؛ تعهد به بودن

با استقرایی نه‌چندان ناقص، می‌شود گفت هر پیشرفت ماندگاری در جهان، زاییدۀ پایبندی به اصل تدریج است. اما پافشاری بر این رشد مورچه‌وارِ مستمر، فرسایندۀ ذهن است و تن‌دادن به آن به این سادگی نیست. تحمل این روند کُند زمانی مشکل‌تر می‌شود که راه‌پیموده‌ها را می‌بینی و می‌نشینی به مقایسۀ خودت با آن‌ها. چه عادت بد و عقل‌‌گریزانه‌ای است این مقایسه‌کردن. اگر نه همیشه، حداقل خیلی وقت‌ها چنین است. رهزن است، رهزن.

  • چهارشنبه ۹ خرداد ۹۷