۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتابخانه» ثبت شده است

کتاب پروازی

به‌توصیۀ یکی از دوستانم، می‌خواهم جزء از کل را بخوانم. به کتابخانه می‌روم و از کتابدار می‌خواهم بگوید کتاب موجود است یا نه. خانم کتابدار قبل از اینکه بگردد، می‌گوید: «آره، داریم. اتفاقاً تازه هم اومده. بذارین بگم کجاست.» بعد نام کتاب را وارد می‌کند و شمارهٔ ثبتش را می‌دهد. می‌روم و هرچه می‌گردم، پیدا نمی‌کنم. برمی‌گردم پیش کتابدار. این بار خودش می‌آید و دنبال کتاب می‌گردد. او هم مثل خودم، پیدا نمی‌کند. می‌گوید: «باید باشه؛ چون امانت نبردنش.» اما خب، نیست.

آخرسر ناامید می‌شود و می‌گوید: «این هم لابد پروازی شده.» می‌پرسم: «پروازی؟» می‌گوید: «آره، کتاب‌هایی که جدید می‌آد، بعضی وقت‌ها بدون اینکه کسی امانت بگیره از کتابخونه خارج می‌شه و بعد از یه مدتی برمی‌گرده. بهش می‌گیم پروازی.»

چه جالب. «استاد پروازی» و «استاندار پروازی» شنیده بودیم؛ اما کتاب پروازی نشنیده بودیم. این هم از کتاب‌خوان‌هایمان. باز دمشان گرم که اگر می‌برند، برمی‌گردانند؛ برنمی‌دارند برای خودشان و میراث‌برهایشان.

  • چهارشنبه ۳۰ آبان ۹۷

برویم سراغ کتاب‌خوان‌ها

راستش مدتی است به این نتیجه رسیده‌ام: بهتر است به‌جای تلاش برای کتاب‌خوان‌کردن مردم، رفتار کتاب‌خوان‌هایمان را آسیب‌شناسی و آسیب‌زدایی کنیم. انگار این کار اولویت و تأثیر بیشتری هم دارد. ایده‌هایی برای تأمل در این رابطه:

یک. بارها در کتابخانه‌های مختلف دیده‌ام که اساساً حفظ سکوت برای افراد اهمیت چندانی ندارد. گذشته از صحبت‌کردن با صدای بلند یا آهسته، به‌وفور صدای زنگ‌‌زدن گوشی‌ها را شنیده‌ام و بارها شاهد مکالمه با تلفن همراه در کتابخانه بوده‌ام. متأسفانه باز هم زیاد دیده‌ام که همین رفتارها از کتاب‌داران محترم هم سرمی‌زند که واقعاً ناامیدکننده است.

  • جمعه ۱۹ آذر ۹۵