وقتی رفتیم جنگل را ببینیم، و درخت‌ها نگذاشتند

به‌نمایش‌درآمدن بعضی آثار موزهٔ لوور در تهران، خبر خوش‌حال‌‌کننده‌ای بود. تعطیلات نوروز هم فرصت خوبی به‌نظر می‌رسید برای تماشای این آثار. (بله،‌ فقط «به‌نظر می‌رسید».) نتیجه‌اش شد اینکه در تاریخ هفتم فروردین، راهی موزهٔ ملی ایران شدیم. این‌ها که در ادامه می‌آید، چند گزارهٔ گزارش‌گونه دربارهٔ این بازدید است.
  • چهارشنبه ۸ فروردين ۹۷

بوق نزن لاکردار

نزدیک منزل یکی از بستگان، میدانگاهی است که مسیر تنگی دارد. این مسیر تنگ به  پیچی منتهی می‌شود که از آن‌هم تنگ‌تر است. خیلی وقت‌ها برخی مسافرکشان نازنین، درست بر سر همین پیچ، مسافرزدنشان می‌گیرد. طبعاً راه برای لحظاتی بند می‌آید. اگر مسافر دوم و سومی هم باشد، زمان این انتظار همین‌طور بیشتر و بیشتر می‌شود. 

برخی طاقت این انتظار را دارند و برخی نه. آن‌ها که ندارند، خیلی وقت‌ها دستشان روی بوق گیر می‌کند و... . نتیجه این می‌شود که در منازل مسکونی اطراف، ساعتی چند بار صدای بوق ممتد شنیده می‌شود.

  • شنبه ۲۱ بهمن ۹۶

مهربان‌بودن سخت نیست

یکم

می‌خواهم زنگ بزنم غذا بیاورند؛ اما شماره را پیدا نمی‌کنم. در گوگل به‌دنبال شماره می‌گردم. نتیجه‌بخش است. شماره‌ را می‌گیرم. گوشی را برمی‌دارد. می‌پرسم فلان رستوران؟ می‌گوید: «رفتن از اینجا؛ اما شمارۀ جدیدشون رو دارم. چند لحظه وایسین.» هیچ وظیفه‌ای ندارد؛ اما می‌گردد و شماره را پیدا می‌کند.

  • جمعه ۲۰ بهمن ۹۶

از ذهنیت تا واقعیت

به‌تناسب کار ویرایش و ترجمه، این روزها خیلی از مکالماتم با ناآشنایان، به‌صورت مکتوب و با پیام‌رسان‌ها انجام می‌شود. طبیعتاً بعضی وقت‌ها این ارتباطِ مکتوب به تماس تلفنی هم می‌کشد. در این مواقع، گاهی شگفت‌زده می‌شوم از شنیدن صدای فرد. هرقدر فاصلۀ تصور ذهنی‌ام با آنچه می‌شنوم بیشتر باشد، این شگفت‌زدگی هم بیشتر می‌شود. گاهی هم البته کار به دیدار حضوری می‌رسد. در این مواقع هم اگر چهرۀ فرد را جایی ندیده باشم، عموماً خودم را آمادۀ تعجب‌زدگی می‌کنم. 

  • پنجشنبه ۵ بهمن ۹۶

آیا سیاست ما عین دیانت ماست؟ (۲)

دومین بافتاری که حجاریان برای این جمله یافته است، شاید مراد مرحوم مدرس را بیشتر هویدا کند:

مسئلۀ دیگر متعلق به مدارس عتیقه است که آقایان خیلى مذاکرات کرده‌اند. یک وقتى در نجف آب قحط شد، بنده مسافرت کردم بروم اراضى بابل را تماشا کنم. ده‌پانزده روز رفتم، عتیقه‌جات آن را استخراج مى‌کردند. فکر کردم چرا ممالک اسلامى رو به ضعف رفته و ممالک غیراسلامى رو به ترقى؟

  • يكشنبه ۲۹ مرداد ۹۶

آیا سیاست ما عین دیانت ماست؟

«دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست.»
مدتی است به این جملۀ معروف مرحوم مدرس فکر می‌کنم. برای اینکه بدانم چقدر می‌توان با این گزاره موافق بود، اول از همه باید می‌کوشیدم معنایش را بفهمم. اولین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که این جمله را هم مثل سایر تک‌جمله‌های شخصیت‌های معروف، باید در بافتار خود دید؛ یعنی حداقل چند جملۀ پس و پیش آن را باید خواند. این جست‌وجو نتیجۀ جالبی داشت: 

  • س.م.م
  • جمعه ۹ تیر ۹۶

مناظرات ریاست‌جمهوری و تأملی بر تقسیم‌بندی پارسونزی

چهارگانۀ معروف «اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی» را عمدتاً متعلق به جامعه‌شناس امریکایی، تالکوت پارسونز (۱۹۰۲ تا ۱۹۷۹) می‌دانند. او این تقسیم‌بندی را نخستین بار برای تشریح «نظام‌ها» در نظریات خود مطرح کرد؛ اما با مرور زمان کاربرد آن به‌قدری گسترش پیدا کرد که برخی گمان کردند همۀ موضوعات و مسائل بشری را می‌توان با استفاده از آن صورت‌بندی کرد. با گذر زمان، دامنۀ این تقسیم تا آنجا گسترش یافت که تبدیل به چارچوبی خلل‌ناپذیر برای تفکر بسیاری از اندیشمندان علوم‌انسانی شد و پس‌ازآن به بدنۀ دانشجویان این حوزه و حتی مردم عادی نیز سرایت کرد.
متن کامل یادداشت را در میدان بخوانید.

  • جمعه ۲۲ ارديبهشت ۹۶

پاسداشت ربع قرن کوشش دانشگاهی

  • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶

توهم محرمانگی

در سال‌های اول دانشگاه، یک بار جلسه‌ای خارج از کلاس با یکی از استادانمان ترتیب دادیم. موضوع جلسه بررسی آخرین وضعیت کشورهای اسلامی بود. استاد از مسئولان وزارت امور خارجه بود و به‌اقتضای محیط دانشگاهی روشن بود که مسائلی را خواهد گفت که احتمالاً از رسانه‌ها نخواهیم شنید. برای هماهنگی‌های آخر، یکی از دوستان پیامک داده بود که «جلسهٔ محرمانه با استاد فلانی». بعد پیامک را برای خود استاد هم فرستاده بود. حاصل این شد که استاد در چند دقیقهٔ اول صحبتشان با لحنی گلایه‌آمیز گفتند که حراست وزارت خارجه ایشان را خواسته و دربارهٔ جلسهٔ «محرمانهٔ» ما سؤالاتی پرسیده است! هیچ‌وقت نفهمیدم جلسه‌ای چندنفره که قرار بود در مسجد دانشگاه و جلوی چشم چندصد دانشجو برگزار شود، چرا باید عنوان محرمانه می‌گرفت؟

  • جمعه ۱۸ فروردين ۹۶

فصلنامۀ دوم

دومین شماره از فصلنامهٔ ترجمان علوم‌انسانی هم منتشر شد. در زمان ویراستن این شماره، برخی جملات را پسندیدم و گوشه‌ای یادداشتشان کردم. برخی از این جمله‌ها را در ادامه می‌آورم.

  • جمعه ۲۰ اسفند ۹۵